
و زمین شناسی مناطق بیابانی ایران ویژگیهای پیکر شناختی
شناخت ویژگیهای زمین شناسی مناطق بیابانی ایران که عمدتاً شامل رسوبات عهد حاضر یا کواترنری هستند، مستلزم آگاهی کلی تری از وضعیت زمین شناسی فلات ایران است. شکل گیری فلات ایران عمدتاً به دوران سوم زمین شناسی تعلق داشته و در این میان تشکیلات میوسن و پلیوسن نقش خاصی را در شکل گیری این فلات به عهده دارند. با تشکیل رسوبات و برونزدهای میوسن در فلات ایران در قریب به بیست میلیون سال قبل، تحولات زمین شناسی زیادی در این فلات به وقوع پیوسته است که از دیدگاه این برنامه فراهم شدن زمینه و بستر استقرار منابع طبیعی تجدید شونده در فلات ایران است. در هر جای این فلات که رسوبات میوسن و نهشته های آن تشکیل شدهاند منابع آب و خاک تحت تأثیر رسوبات تبخیری قرار داشته و با املاح مختلف آمیخته هستند. به عبارت دیگر حضور گسترده رسوبات دوران سوم را برای منابع طبیعی تجدید شونده مناطق بیابانی، باید به عنوان عاملی محدودکننده مدنظر قرار داد. هر چند که از همین املاح میتوان به عنوان مواد معدنی بهرهبرداری نمود. زمین شناسی، به طور غیر مستقیم در ایجاد بیابانها نقش داشته و همراه با سایر عوامل همچون عوامل فرساینده و انتقال دهنده (آب و باد)، موجب بروز محدودیتهایی در سایر پیراسنجههای بومشناختی از جمله خاک،ومنابع آبهای سطحی و زیرزمینی … و پوشش گیاهی مناطق بیابانی میشوند.
از آنجا که در این برنامه، مناطق بیابانی پایینتر از خط کنیک، یعنی دشت سرها و پلایاها به عنوان واحدهای برنامهریزی در نظر گرفته شدهاست، بنابراین عمدتاً از واحدهای زمین شناسی دوران چهارم (کواترنر) بوجود آمده اند که از مواد ناپیوسته شامل انواع نهشتههای رودخانهای، مخروط افکنه ها و … تشکیل یافتهاند. حساسیتهای این مواد به فرسایش بخصوص فرسایش بادی و وجود نمکها و املاح گچی، آهکی و نمک فراوان در آنها موجبات ایجاد مناطق بیابانی را فراهم میآورد. از آن گذشته هر چند مناطق کوهستانی از محدودههای مورد نظر این برنامه خارج است، ولی همواره با نفوذ رسوبات حاصل از تجزیه و تخریب فیزیکی و شیمیایی مواد زمینشناسی پیوسته و ناپیوسته آنها به همراه روانآبهای آلوده به گچ و نمک، به ایجاد شرایط بیابانی کمک میکند. به طورکلی پیراسنجه زمینشناسی با شاخصهایی همچون، حساسیت مواد مادری بالادست به فرسایش آبی، شوری مواد حمل شده در اثر فرسایش آبی و حساسیت مواد ناپیوسته در مناطق رسوبگذاری نسبت به فرسایش بادی و نیز شیب و جهات جغرافیایی، در ایجاد بیابانها دخالت دارند.
جدول ۳-۲
پیکرشناسی زمین و رخسارههای ژئومرفولوژیک
مطالعات انجام شده در مناطق بیابانی کشور نشان میدهد که این مناطق از سه واحد ژئومرفولوژی کوهستان، دشت سر و پلایا یا چاله داخلی تشکیل گردیده است. با توجه به اینکه در این برنامه راهبردی، رخسارههای ژئومرفولوژی منبعث از واحدهای دشتسر و پلایا به عنوان واحدهای برنامهریزی انتخاب شدهاند، بنابراین از تعریف و درج خصوصیات واحد کوهستان خودداری و به ذکر خصوصیات واحدهای دشت سر و پلایا اکتفا میشود.
واحد دشتسر در ژئومرفولوژی مناطق بیابانی از اهمیت شایان توجهی برخوردار بوده و سطح وسیعی از مناطق تحت مدیریت دفتر امور بیابان را به خود اختصاص داده است. دشت سرها باتوجه به شیب، وضعیت دانهبندی رسوبات و همچنین عمق رسوبات انباشته شده دارای سه تیپ دشتسر فرسایشی یا لخت، اپانداژ (یا پخش آب) و پوشیده (یا دشت) است. لازم به یادآوری است که نهشتههای این واحد ژئومرفولوژی تماماً مربوط به دوره کواترنری هستند.
واحد پلایا یکی دیگر از واحدهای ژئومرفولوژی مناطق بیابانی ایران است که تیپها و رخسارههای ژئومرفولوژی آن در این سند مدنظر قرار گرفته است. واحد پلایا در مناطق بیابانی ایران از تیپهای متعددی تشکیل شده است که از آن جمله میتوان به تیپ جلگه رسی، تیپ مخروط افکنه، تیپ دشت ریگی، تیپ نبکا، تیپ کلوت و یاردانگ و تیپ کویر اشاره کرد. هریک از تیپهای ژئومرفولوژی اخیر، خود دارای خصوصیات متفاوت و متنوعی هستند که این واحدها و تیپهای مربوط به آنها اساس برنامهریزی در مناطق بیابانی قرار گرفته است که در بخشهای آینده نقشه و خصوصیات استخراج شده از مطالعات مربوط به مباحث ژئومرفولوژی در کشور ارایه خواهد شد.
مساحت و پراکنش رخسارههای ژئومرفولوژی پس از تعیین و تفکیک رخسارههای ژئومرفولوی در استانهای بیابانی و با رقومی کردن محدوده این رخسارهها؛ مساحت آنها به تفکیک استانهای بیابانی و کل کشور تعیین گردید. مطالعات انجام شده در دفتر امور بیابان نشان میدهد که بیشترین سطح رخسارههای ژئومرفولوژی کشور مربوط به دشت ریگی غیرفعال است که دارای وسعتی برابر ۱۵۳۰۴۱۳۶ هکتار بوده که ۶/۲۶ درصد سطح کل رخسارههای بیابانی کشور را شامل میشود. این رخساره ژئومرفولوژی از نظر اهمیت فعالیتهای اجرایی مقابله با بیابانزایی از اهمیت بالایی برخوردار نبوده و بیشتر باید فعالیتهای مدیریتی در آن انجام پذیرد.
مساحت رخساره های ژئومرفولوژی به تفکیک استانهای بیابانی کشور
رخساره فرسایش آبراههای و مخروط افکنه دومین رخساره ژئومرفولوژی از نظر وسعت در کشور است که دارای مساحتی برابر ۷۲۷۸۲۱۴ هکتار بوده و ۶/۱۲ درصد سطح کل رخسارههای بیابانی کشور را شامل میشود. این رخساره ژئومرفولوژی عمدتاً قابلیت تولید روانآب را داشته و با مدیریت روانآبهای موجود میتوان نسبت به افزایش پوشش گیاهی در چنین مناطقی اقدام کرد.
رخساره دشت ریگی فعال که منطقه برداشت محسوب میشود در کل کشور وسعتی برابر ۶۸۱۰۱۶۲ هکتار داشته که ۸/۱۱ درصد سطح کل رخسارههای بیابانی کشور را شامل میشود. این رخساره از اهمیت بسیار زیادی از نظر عملیات اجرایی برخوردار بوده و فعالیتهای اجرایی مقابله با فرسایش بادی باید در این رخساره صورت پذیرد که به این مهم در برنامهریزی توجه خاص شده است.
رخساره اراضی زراعی تحت تأثیر فرسایش بادی در کل کشور مساحتی برابر ۵۶۰۰۱۷۵ هکتار را به خود اختصاص دادهاند که ۷/۹ درصد سطح کل رخسارههای بیابانی کشور را شامل میشود. این رخساره از نظر فرسایش بادی دارای اهمیت قابل توجهی بوده و عملیات مقابله با فرسایش بادی در این رخساره باید با همکاری و مشارکت مردم صورت پذیرد که در این برنامه به آن توجه خاص مبذول شده است.
رخساره اراضی کویر رسی یا دق رسی – نمکی در کل کشور دارای وسعتی برابر ۵۳۶۹۳۹۹ هکتار است که ۳/۹ درصد سطح کل رخسارههای بیابانی کشور را شاملمیشود. این رخساره پنجمین رخساره از نظر وسعت است.
رخساره کویر نمکی و دریاچه نمکی دارای وسعتی برابر ۳۴۵۸۱۳۷ هکتار است که ۶ درصد سطح کل مناطق بیابانی کشور را به خود اختصاص داده است. این رخساره ششمین رخساره از نظر وسعت در کشور به شمار میرود. رخسارههای تپهها و پهنههای ماسهای غیرفعال، مناطق مرطوب حاشیه پلایا و دریا، دشت رسی کربناته، تپه ها و پهنه های ماسهای فعال، جنگلهای بیابانی، دشت رسی (دق رسی)، دشت رسوبی شور، کلوت و کلوتک و مخروط افکنه پلایایی جمعاً دارای وسعتی برابر ۱۳۷۵۱۸۲۷ هکتار بوده که ۲۴ درصد سطح کل مناطق بیابانی کشور را شامل میشوند. این رخسارههای ژئومرفولوژی بین ۱ تا ۵/۴ درصد سطح کل رخسارههای ژئومرفولوژی را به خود اختصاص داده اند.
نمودار ۱-۲
در جدول شماره (۳-۲) مساحت رخسارههای بیابانی به تفکیک استانهای بیابانی و کل مناطق بیابانی کشور و درصد هر یک از رخسارهها نسبت به کل مساحت رخسارههای بیابانی تفکیک شده در کشور ارایه گردیده است. همچنین در نمودار شماره (۱-۲) مساحت و درصد هر یک از رخسارههای ژئومرفولوژی پانزدهگانه تفکیک شده در کل کشور به تصویر کشیده شده است.
مبارزه با فرسایش بادی نیز مانند فرسایش آبی به دو طریق صورت می گیرد :
مبارزه غیر مستقیم :
در مبارزه غیر مستقیم با فرسایش بادی یا پیشگری و ممانعت از اثر فرسایش باد از اثر حفاظتی گیاه و هوموس استفاده میشود . افزایش پوشش گیاهی و هوموس از جمله به طریق ذیل صورت میگیرد:
جلوگیری از چرای بی موقع و بیش از حد احشام در مراتع و مزارع ، استفاده از اراضی بر حسب استعداد آنها ، کشت گیاهان مناسب ، بویژه توسعه گیاهان بومی منطقه و همچنین دادن هوموس به زمین همانطور که بعدا" خواهیم گفت در مبارزه مستقیم با فرسایش بادی بویژه تثبیت ماسه های روان نیز در شرایطی که امکان رویش گیاه باشد، ضمن دیگر اقدامات ، پوشش زنده بوجود میآورند تا ماسه ها در زیر پوشش سبز بهتر تثبیت گردد و این تثبیت مداومت داشته باشد.
مبارزه مستقیم:
در نقاطی که باد، خاک را رفته و باعث خرابی شده و می شود ، باید اقدامات جدی تر و موثرتری برای جلوگیری از اثر های تخریبی آن و همچنین مرمت خاکهای فرسایش یافته صورت گیرد .
چون شدت فرسایش و دیگر اثرهای تخریبی باد، با سرعت باد ، رابطه مستقیم دارد پس ضروری است که عمل مبارزه در درجه اول در جهت کاهش سرعت باد باشد. از این رو در مبارزه مستقیم ، همواره سعی بر این است که از سرعت باد تا به حدی که قدرت حمل نداشته باشد ، کاسته گردد .
برای این منظور موانعی در سر راه باد بوجود میاورند تا شدت آن را به کمتر از سرعت آستانه فرسایش برسانند. این موانع باد شکن نام دارد.
بادشكن ها دیوارهای مخصوصی از ردیف درختان هستند كه برای كاهش سرعت و شدت باد و خسارات ناشی از آن ساخته می شوند. بادشكن را نسبت به شرایط و امكانات، از موجودات زنده (گیاه) یا از مواد غیر زنده درست می كنند. بادشكن زنده از یك یا چند ردیف درخت تشكیل شده است كه بطور عمود به جهت باد كاشته می شوند. در نقاطی كه شرایط محیط اجازه رشد به گیاهان را نمی دهد یا زمینهای مورد حمله باد و هجوم از ماسه مساحت زیادی نداشته باشد یا احتیاج به موانع بلند نباشد، از موانع غیر زنده مانند حصیر، نی، سرشاخه درخت، بشكه، تخته های بلند و غیره به عنوان بادشكن و برای جلوگیری از حركت ماسه و همچنین فراهم شدن امكانات جهت سبز شدن بذر و رشد گیاه استفاده می شود برای نتیجه گیری بهتر از احداث بادشكن، باید بویژه نكات ذیل را مورد توجه قرار داد:- انتخاب نوع درخت بادشكن با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی محل
بررسی وضع خاك بویژه از لحاظ ساختمان و ریزی و درشتی خاكدانه ها به منظور تعیین آستانه فرسایش و همچنین درجه شوری و PH آن.- تعیین حداكثر سرعت باد و پیدا كردن جهت موثر و خطرناك آن.- تعیین جهت بادشكن، فاصله دو بادشكن، طول و عرض و تراكم بادشكن.
بادشكن ها موجب كاهش سرعت و شدت باد می شود و از قدرت حمل بار آن می كاهد. باد هنگام برخورد به بادشكن، از سرعتش كاسته می شود. اما پس از پیمودن مسافتی مجددا سرعتش زیاد می شود.
یک صخره بزرگ واقع در پارک ایالتی سمینول کنیون در تگزاس، که حاصل از فرسایش بادی شکل یافته است.
بر بنیاد مطالعات موجود، ساکنان متجاوز از ۱۷۸ نقطه در محدودهی ۸۲ شهرستان و ۱۷ استان بیابانی کشور، از عقوبتهای فرسایش بادی در رنج و زحمت هستند. استان زرخیز خوزستان و مردم شریف آن، یکی از همین عرصههاست که شوربختانه در سالهای اخیر با روندی شتابناکتر از متوسط کشوری در معرض هجوم گاه و بیگاه ماسههای روان و توفانهای غبارآلود قرار گرفته است.
پرسش این است که آیا با توجه به ویژگیهای جغرافیایی، پیکرشناختی و اقلیمی فلات ایران، چنین رخدادی طبیعی است یا خیر؟ و مهمتر آن که چگونه میتوان از شدّت این پدیدهی شوم وآلودگی هوای ناشی از آن – دستکم در سکونتگاههای انسانی کاست؟ باید دانست فرسایش بادی یکی از بارزترین مصادیق و اصلیترین شناسههای جریان ویرانگر بیابانزایی محسوب شده و در شمار مهمترین مشکلات سد راه توسعه و عمران در اغلب کشورهای قرار گرفته در زیستاقلیمهای فراخشک، خشک و نیمه خشک محسوب میشود از این رو، آشکار است که ایرانزمین نیز میبایست در شمار کشورهایی باشد که از عقوبتهای فرسایش بادی متأثر شود. امّا شواهد و آمارهای موجود نشان میدهد که نهتنها فرسایش بادی در ایران، سرزمینهای قابلتوجهی را متأثر کرده است، بلکه وخامت اوضاع در شرایطی به مراتب نگرانکنندهتر از متوسط جهانی قرار دارد. کافی است بدانیم که چیزی نزدیک به ۲ درصد (۱/۸۱ درصد) از مساحت خشکیهای جهان به وسعت ۲/۲۳۵ میلیون هکتار از تبعات مستقیم فرسایش بادی در رنج و تنش هستند؛ در صورتی که رقم نظیر آن برای ایران، چیزی نزدیک به ۲۰ میلیون هکتار (۱۹/۶۶ میلیون هکتار) یا ۱۲ درصد از خاک کشور است. به دیگر سخن، نسبت سطوح مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی در ایران بیش از ۶ برابر متوسط جهانی است؛ واقعیتی که ناگفته ژرفای خطر و وخامت شرایط ایران را نشان میدهد تأسفآورتر آن که برای مقابله با رخداد نامیمونی که سالانه افزون بر یک هزار میلیارد تومان به سرمایهی ملّی این بوم و بر خسارت میزند، عملاً ارادهای سزاوارانه وجود ندارد. چرا که اگر داشت، نباید از قول مدیرکل منابع طبیعی استان یزد میشنیدیم که اعتبارات تخصیصیافته در طول چهار دههی گذشته برای مقابله با فرسایش بادی تنها ۵۰۰ میلیارد ریال بوده است! آیا چنین نسبتی سزاوارانه است؟ به هر حال، بر بنیاد مطالعاتی که با هدایت دفتر امور بیابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به انجام رسیده است، از رقم ۲۰ میلیون هکتار ذکر شده، ۷/۱۲ میلیون هکتار منطقه برداشت، ۹/۱ میلیون هکتار منطقه حمل و ۰۶/۵ میلیون هکتار منطقه رسوب است. بنابراین ناگفته پیداست که اولویت برنامههای مهار فرسایش بادی باید بر روی ۱۲/۷ میلیون هکتار عرصههای برداشت متمرکز شود. البته خوشبختانه، تنها ۶/۴ میلیون هکتار از عرصههای کشور – به دلیل ملاحظات جمعیتی، صنعتی و یا زیربنایی تحت تهدید مستقیم فرسایش بادی قرار دارند که از این مقدار: ۱/۲ میلیون هکتار در شرایط بحرانی درجه یک (زیاد)، ۲/۲ میلیون هکتار در شرایط بحرانی درجه دو (متوسط) و ۱/۲ میلیون هکتار هم در شرایط بحرانی درجه سه (کم) طبقهبندی شدهاند.
همچنین بررسی تصاویر ماهواره¬ای MODIS نشان می دهد که منشأ توفانهای گرد و غبار در جنوب غرب ایران، ناهمواریهای گستردهی موجود در صحرای بزرگ ربع الخالی عربستان، سواحل دریای احمر و نیز پهنههای خشکشده و نمکزار هورالعظیم در عراق است. تخمین زده می شود که توفانهای مذکور می توانند سالانه در حدود ۵۰۰ میلیون تن گرد و غبار ناشی از فرسایش بادی را وارد نیوار کنند. گفتنی آن که ذرات برداشتشده از صحرای ربعالخالی به صورت سیکلوئیدی به گردش درآمده و در بعضی اوقات پس از عبور از خلیج فارس و گذر از خوزستان وارد عراق شده و در آنجا نیز به دلیل خشک بودن هورالعظیم و وجود دشت سیلابی دجله و فرات بر میزان و حجم آنها افزوده شده و سپس مجدداً به ایران بر می گردد. با این حال منشاء اصلی این توفانها را باید همان صحرای ربع الخالی عربستان دانست که به دلیل ریز بافت بودن ذرات حمل شده در بعضی اوقات آثار آن تا شهرهای مرکزی ایران و حتا آسمان پایتخت ایران نیز گزارش شده است. جنس ذرات حمل شده بیشتر از دو نوع رسی و سیلتی است. اگر چه سیلتها در منشاء به فرسایش بادی و برداشت حساسترند و بسیار بیشتر از ذرات رسی برداشت می شوند، اما ذرات رسی به دلیل آنکه سبکتر بوده، گرد و غبار ناشی از آن مسافت طولانیتری طی میکنند. بنابراین گرد و غباری که در مناطق دور از خوزستان دیده میشود را میتوان بیشتر از این نوع دانست.به هرحال، برای مهار بحرانی که هماکنون در دیار خوزستان چهره نمایانده، چارهای نیست جز آن که به تعاملی فراملّی دست یازیده و تمامی کشورهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس به همراه عراق را به دور یک میز دور هم نشاند و از این فرصت تاریخی که ملاحظات محیط زیستی فراهم آورده است، نهایت استفاده را برد. چه، همکاری و تعامل برای حفظ پایداری سرزمین، میتواند فصل مشترک و گرانیگاه پرقدرتی برای تداوم مودت و دوستی بین کشورهای یادشده بوجود آورد و بدینترتیب همه خود را برای نخستینبار در پشت یک خاکریز و در مواجهه با یک دشمن مشترک (بیابانزایی و تا بدینترتیب بتوان خوزستان و مردم بلایای
فرسایش بادی) ببینند.
تا بدینترتیب بتوان خوزستان و مردم شریفش را از گزند بلایای ناشی گرد و غبار و فرسایش بادی محفوظ داشت.
امتیاز شما در مورد این مقاله ؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها :
زمین شناسی مناطق بیابانی ایران ویژگیهای پیکر شناختی ،
پنجشنبه 13 اسفند 1388
نویسنده : حسن طاهری ,
,
نظرات ( )

بررسی زمین شناسی و کانی شناسی توفهای زئولیتی شده منطقه اردکان
چکیده
منطقه مورد مطالعه در نوار ماگماتیسم سنوزوئیک ایران مرکزی در شمال غرب اردکان واقع شده است. عمده واحدهای سنگی منطقه را ولکانیکهای ائوسن شامل آندزیت, تراکیت, داسیت و سنگهای آذرآواری وابسته تشکیل میدهند. بر اساس مطالعات صحرایی و کانی شناسی و آنالیزهای دستگاهی (XRF, XRD, TG, DTG) بر روی توفهای زئولیتی شده مشخص شد که ترکیب شیمیایی توفها اسیدی است و کانی اصلی زئولیت در آنها کلینوپتیلولیت است. سایر کانیهای مشاهده شده شامل مونت موریلونیت + کوارتز + مسکوویت + بیوتیت میباشند. مطالعات ژئوشیمیایی نشان داده است که ترکیب توفهای زئولیتی مشابه توفهای زئولیتی شده است و بنابراین زئولیت منطقه از نوع زئولیتهای رسوبی و سیستمهای هیدورولوژی بسته است. همچنین بر اساس نتایج ژئوشیمایی میزان Rb, Sr در این توفها بیشتر از حد طبیعی است که به دلیل خاصیت جذب زئولیتها برای این عناصر میباشد. طبیعت ماگمای سازنده از نوع کالکوآلکالن شناسایی شده است. طبیعت ماگمای سازنده توفها کالکوآلکالن تشخیص داده شده است.
واژههای کلیدی: ماگماتیسم, ایران مرکزی, اردکان, زئولیت و کلینوپتیلولیت
امتیاز شما در مورد این مقاله ؟
ادامه مقاله
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها :
بررسی زمین شناسی و کانی شناسی توفهای زئولیتی شده منطقه اردکان ،
پنجشنبه 5 آذر 1388
نویسنده : ابوالفضل خوردیماقی ,
,
نظرات ( )
? دانلود کلیه فایل ها کاملاً رایگان بوده و قیمت های درج شده صرفاً به منظور آگاهی می باشد.
? پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود و مخصوصاً IDM استفاده کنید.
? سوالات و مشكلات خود را فقط در بخش نظرات مطرح كنید. و از ارسال ایمیل خودداری كنید.
? برای دریاقت خبرنامه در خبرنامه ما عضو شوید.
? آسان تحقیق در نظر دارد در هر روز سه مقاله در زمیونه های مختلف ارائه دهد .
?برای اطلاعات از خرید مقالات و پایان نامه ها به منوی سمت چپ صفحات دیگر ، روش خرید مقالات از آسان تحقیق بروید .
با تشكر گروه آسان تحقیق